عاشقانه هاي يك قاتل

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

وبلاگ غزل پست مدرن
مقاله غزل پست مدرن1
مقاله غزل پست مدرن2
مقاله غزل پست مدرن3
مقاله غزل پست مدرن4
مقاله غزل پست مدرن5
مقاله غزل پست مدرن6
مقاله غزل پست مدرن7
مقاله غزل پست مدرن8
مانيها
کتاب سياوش
غزلهای ناب
مرضيه موسوي
كتايون بهرامي
نيروانا
مژگان بانو
پوچيسم
مسلم فدايی
ترجمه
پوريا سوري
سيد رضا محمدي
غزل امروز
غزل معاصر
محمد كاظم كاظمي
امير مرزبان
فرهاد حيدري گوران
زينب چقادي
روح الله ساريجلو
مصطفی کارگر
مجيد معارفوند
كرگدن
ساده دل
عبدالرضا رادفر
شعر زيبا
رامین خسروی
کانون صبا
فریده دهداران
خوابهای یک فمینیست
خوش اومدین
ترانه نوین
غزل بازار
واران

 

پنجشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٩

برمی گردم



سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸۳

 

سلام!

می بخشيد که باز هم دير کردم اما باور کنيد سرم خيلی شلوغه و وبلاگ غزل پست مدرن وقتی واسه کارهای قديمی نمی گذارد بی کامپيوتری هم مشکل را مضاعف کرده است! فعلا بی خيال اين حرفها کار امروزم بازسازی يکی از کارهای قديمی است اميدوارم از اجرای جديد اين کار هم مثل اوريجينالش!! خوشتان بيايد:

شب است، در همه دنيا شب است، در من شب

مرا بگير چنان جفت خويش لب بر لب!

چگونه چشم ببندم ير اين الهه عشق؟!

عجب فرشته با مزّه ايست لامصّب!!

جلو نرو که به پايان نمی رسد اين راه

کدام خاطره مانده ست؟! برنگرد عقب!

چقدر قرص مسکـّن؟! چقدر مُهر سکوت؟!

رسيده درد به عمق ِ... به عمق ِ عمق ِ عصب

کدام آتش عاشق به روح من پيچيد؟

که سوخت پيرهن خوابهای من از تب!

که در ميان دلم بچـّه موش غمگينيست

که فکر می کند اين روزها به تو اغلب

که چشمهای ِ سياهِ قشنگِ خيس ِ بد ِ ...

که عاشقت شده بودم خلاصه مطلب!

ببخش بچـّه کوچولوی گيج قلب مرا

اگر نداشت بهانه ، اگر نداشت ادب

غزل تمام شده ، وقت نحس بيداريست

تو تازه می رسی از راه خانم ِ ... چه عجب!!

 


پيام هاي ديگران ()

سيد مهدي موسوي


دوشنبه ۱۸ اسفند ،۱۳۸٢

به مادرم بنويسيد

سلام!

قرار بود كه تند تند به روز كنيم اما يك سري دلخوريها ( در وبلاگ غزل پست مدرن ) باعث مي شود دست و دل آدم به نوشتن نرود! موقعي كه ما جوانتر بوديم عصيانگر و سركش بوديم اما سعي مي كرديم احترام بزرگترها را حفظ كنيم اگر چيزي را نمي فهميديم و نمي پسنديديم آنرا اينگونه مطلق گرايانه رد نمي كرديم و...

سؤالات مطرح شده در مورد وزن غزل پست مدرن را در مقاله اي كه قرار است دوست خوبم آقاي كروني در وبلاگ « غزل متفاوت » بزند به صورت اجمالي جواب داده ام انشالله اگر بعد از آن باز هم سؤالي بود به دوستان جواب خواهم داد!

از اين حرفها بگذريم و برويم سراغ كار اصلي اين وبلاگ كه همان شعرهاي قديمي عاشقانه است شعرهايي كه خيلي از دوستان در سالهايي نه چندان دور از من حفظ بودند!!

سرتان را درد نمي آورم اين شما و اين شعر:

 

به مادرم بنويسيد حالمان خوب است

به هر كجا بروي رنگ آسمان خوب است!

به مادرم بنويسيد: مهديت زنده ست!

كه زندگي من اين گوشه جهان خوب است

كه فالگير حرم در ميان دستم ديد :

دوشنبه ، بيست و دو ِ دي! بله ، زمان خوب است!!

كه آب و دانه و جفت و بهار آماده ست

قفس هميشه براي پرندگان خوب است

به مادرم بنويسيد از غم غربت

و بعد نيز بگوييد بي گمان خوب است!

به مادرم بنويسيد گرچه خواهم مرد

دلم خوش است كه پايان داستان خوب است

 


پيام هاي ديگران ()

سيد مهدي موسوي


سه‌شنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸٢

افتتاح

سلاااااااااااااااااااام!!

اين وبلاگ هم بالاخره افتتاح شد!!

خب! ما يك مشكل اساسي داشتيم و آن اين بود كه خيلي از دوستاني كه به وبلاگ غزل پست مدرن سر مي زدند به خاطر شعرهاي عاشقانه قديمي من بود و هيچ سنخيتي با غزل پست مدرن و بحث و شعرآن نداشتند ما هم مجبور بوديم به خاطر دل آن عدّه گاهي كارهاي نئوكلاسيك عاشقانه بزنيم آن وقت عدّه اي ديگر به حق شاكي مي شدند كه اينجا اسمش غزل پست مدرن و... است آنوقت اين شعرهاي نئوكلاسيك اينجا چه مي كنند؟! ما هم جواب مي داديم كه اين همان سه نقطه آخر است و قول مي داديم كه انشالله همه چيز تخصّصي ميشود اين وبلاگ وفاي عهد من است كه اميدوارم مثل غزل پست مدرن مورد پسند شما باشد!! (البته خدا نكرده باعث نشود شما از يك وبلاگ به خاطر ديگري غافل شويد و شعرهاي پست مدرن بي خواننده بمانند!)

قول مي دهم با اين تغييرات و در جواب محبت شما دوستان هرهفته به روز باشيم و فعلا با يك غزل كه مال سه چهار سال پيش است كارمان را شروع مي كنيم و منتظر شما هستيم:

  

پـيدا بكن يـك آدم آدمـتري را

وشانه هاي محكم ومحكمتري را

آقاي خوبي كه دلش سنگي نباشد

معشـوقهاي دوستت دارمتري را!

من را رها كن هر چه مي خواهي تو داري

از دست خواهي داد چيز كمتري را

با گيسوانت باد بازي كرد و رقصيد

و زد رقـم آيـنـده درهـمتري را

تو آخـر اين داستان بايد بخـندي

پس امتحان كن عاشق بي غمتري را

من مي روم آرام ، آرام از همه چيز

هر روز مي بيني من مبهمتري را

من را ببخش از اين خدا حافظ، خداحا...

پيدا نكردم واژه مرهـمتري را

 


پيام هاي ديگران ()

سيد مهدي موسوي


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]